الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
311
الغدير ( فارسي )
آنجا مرگ را آماده مىبينى و نسيه بردار هم نيست » ( 1 ) اين نيز كه ابوبكر گفت : « شمشيرى را كه خداوند . . . تا پايان » سخنى بىپايه است در برابر دستور آشكار پيامبر ، زيرا اين شمشير از سخنان وى گوياتر نبود و تازه كى خداوند پاك اين تيغ را از نيام به در كشيد ؟ با آن همه سختىهاى سهمناك و گرفتارىهاى دشوارتر از هر چيز كه چه در آن روز به بار آورد و چه در روز ديگرش كه با رسوائى به جان تبار حنيفه و مالك پسر نويره و خانوادهء او افتاد و چه در روز پيشتر كه رفتار وى با جذيميان ، برانگيختهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى و خاندانش - را بر آن داشت كه از وى بيزارى جويد و به همين گونه در يدگىها و رسوائىهائى كه اين شمشير را همچون نيامى گرد بر گرفته بود .
--> ( 1 ) ن « سنن بيهقى » ج 9 ص 71 مترجم گويد : اين گزارش - از ريشه - دروغ است زيرا عبد اللَّه پسر سبا و يارانش هرگز پاى به گيتى ننهاده و - جز در پندار دشمنان شيعه - جامهء هستى نپوشيدهاند تا نيازمند باشيم واكنش على در برابر ايشان را بنمائيم و از آن پشتيبانى كنيم ، زيرا به گونه اى كه كاوشگران اين روزگار روشن ساختهاند ، كسانى از سنيان - و شايد هم از دشمنان اسلام - افسانه اى در هم بافته و بزرگترين بازيگر آن را نيز يك يهودى ساختگى گردانيده و بر آن رفتهاند كه وى از سوى همكيشانش برانگيخته شد تا در جهان اسلام به ويرانگرى و آشوب پردازد و چنين نيز كرد ! و چگونه ؟ ! با به راه انداختن شورشهائى به زيان مسلمانان ( ! ؟ ) كه دار و دستهء عثمان باشند ! و با بنياد نهادن آئينهائى ناساز با اسلام همچون شيعيگرى ( ! ؟ ) كه از برداشتهاى پرمهرشان سپاسگزاريم ! برخى ديگر نيز عبد اللَّه پسر سبا را همان عمار ياسر يار بزرگوار پيامبر مىدانند كه در جنگ صفين در راه على جان درباخت و گويند كه چون سنيان نمىتوانستهاند آشكار به اين مرد پاك دشنام دهند و دروغهاى آن چنانى ببندند نام وى را دگرگونه ساختهاند تا با دل آسوده هر چه خواهند توانند بافت . ( براى بررسى بيشتر در اين زمينهها بنگريد به دو جلد « عبد اللَّه بن سبا » و دو جلد « خمسون و مأة صحابى مختلق صد و پنجاه يار ساختگى پيامبر » از سيد مرتضى عسكرى و به « وعاظ السلاطين اندرزگويان شاهان » از دكتر على الوردى كه پارسى شدهء آنها نيز كم و بيش در دست است . )